<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>مدرسه,دانشگاه, اجتماع</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/" />
<modified>2008-07-08T02:52:03Z</modified>
<tagline>مدرسه,دانشگاه,اجتماع
یادداشت های دکتر محمد عطاران</tagline>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.34">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2008, admin</copyright>
<entry>
<title>تاملی بر روش تدریس</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/254.php" />
<modified>2008-07-08T02:52:03Z</modified>
<issued>2008-07-08T02:40:51Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.254</id>
<created>2008-07-08T02:40:51Z</created>
<summary type="text/plain"><![CDATA[ترم گذشته درسی با عنوان &quot;روش تدریس در علوم اجتماعی و تجربی&quot; را در دوره کارشناسی تدریس کردم. آقای مختاری و خانم شاه محمدی, دانشجویان این کلاس نقدی بر کلاس داشته اند که در ادامه می خوانید. برای من جالب...]]></summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<font face="Tahoma" size="3">ترم گذشته درسی با عنوان &quot;روش تدریس در علوم اجتماعی و تجربی&quot; را در دوره کارشناسی تدریس کردم. آقای مختاری و خانم شاه محمدی, دانشجویان این کلاس نقدی بر کلاس داشته اند که در ادامه می خوانید. برای من جالب بود که بی آن که از آن ها خواسته باشم, به گزارش مشاهدات خود و نقد آن چه که دیده بودند پرداخته اند.از این بابت از آن ها ممنونم.</font>]]>
<![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">مقدمه:<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">موضوع مورد بحث در واقع راجع به کلاس روش تدریس علوم تجربی است که در طول یک ترم گذراندیم و علت انتخاب این کلاس هم این است که بنده فکر می کنم که کلاس مورد نظر به کلی با دیگر کلاسهایی که تا به حال داشته ایم متفاوت بوده و دانشجویان با موضوعات و روشهای غیره منتظره ای برخورد می کردند که بعضا خیلی ها فکر می کردند که این کارها در شان دانشجوی ترم 6 دوره کارشناسی نمیباشد. به همین منظور این کلاس و شیوه های تدریس که تا به حال در آن به کار گرفته شده است را مورد بررسی قرار داده و تاثیراتی را که بر روی دانشجویان داشته و اینکه یادگیری دانشجویان از روشهای به کار گرفته شده چقدر با آن نتیجه خواستن:استاد مربوط،درس نزدیک است:موضوع مورد بحث ما در این مقاله می باشد و در نهایت هم پیشنهاداتی از این منظور برای بهتر شدن کلاس های آتی این واحد درس میباشد.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p>&nbsp;</o:p></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">شرح:<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">در این بررسی سعی در آن است که ابتدا به معرفی اهم کارهایی را که در طی ترم تحصیلی در کلاس روش تدریس علوم تجربی داشتیم،بپردازیم و در این حین نیز اشاره ای به اینکه هدف استاد از خواستن این کارها،و همچنین برداشت دانشجویان از کارهایی که انجام می دادند و اینکه چه تغییراتی در آنها ایجاد می کرد و سرانجام هم به این موضوع که آیا هدف کسب شده با هدف قصد شده استاد مربوط نزدیک بوده است یا خیر،خواهیم پرداخت. حال به شرح جلسات مهم این کلاس با باز خوردهای آن می پردازیم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">جلسه اول: این جلسه همانند سایر جلسات شروع ترم جلسه معارفه بود که استاد کارهایی را که در طول ترم از دانشجو می خواست را شرح می داد با این تفاوت که استاد مربوط این واحد درسی طرح درس سالانه خود را که در طول ترم به آن می پرداخت را به ما عرضه کرد و سپس کمی از کلاس گفت و اینکه باید در این کلاس گروه بندی صورت گیرد و بچه ها به صورت گروهی کار کنند. و در این جلسه تاکید بر این بود که کلاس به دو بخش عملی و تئوری تقسیم می شود. و در این جلسه طبق طرح درس کمی از آموزش تمیز صحبت کردند.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">جلسه دوم:شروع جلسه همراه با یک سوال بود که استاد خواستند تا دانشجویان گروه خود را تشکیل داده و راجع به تفاوت عینک و آینه به بحث بنشینند و این اولین گام عملی بود. و بعد از بحث استاد تعدادی مجلات رشد آموزش ابتدایی را به گروه ها دادند و خواستند تا در این مجلات مقالاتی را که راجع به آموزش علوم است را گروه ها یادداشت کنند و به استاد تحویل دهند.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">جلسه سوم: با شروع کلاس استاد نظرات بچه ها در مورد تفاوت عینک و آینه جویا شد و سپس قصه خود را از مطرح کردن این سوال گفت که به منظور اینکه در روش تدریس هم ببینم معلمی که مثل عینک به دانش آموزان نگاه می کند چگونه تدریس می کند و یا بالعکس. و البته این موضوع هم سوال دوم بود که باز هم در کلاس مورد بحث گروهی قرار گرفت. نکته ای که در اینجا با ید ذکر گردد این است که در این سه جلسه مطرح شده دانشجویان عملا درگیر بحث بودن و بخش تئوری کلاس مستلزم توضیح بیشتر استاد بود وجود نداشت.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">جلسه چهارم:آموزش درست کردن وبلاگ به دانشجویان بود که البته در این جلسه کلاس را به دو قسمت تقسیم کردند و نصف آن برای آموزش وبلاگ و نصف دیگر در کلاس برای بحث گروهی حضور داشتند،البته در این جا هم نقدی که هست این است مه آن بحث که در کلاس بود را به آن نصف دیگر که برای آموزش وبلاگ رفتند ارائه نشد و فکر میکنم خود استاد هم به این نتیجه رسید که تقسیم کلاس به دو گروه کار درستی نبود چنانچه در جلسه بعد هم همان کلاس را به سایت برای درست کردن وبلاگ بردند عین یک گروه کار تکراری انجام دادند. و بعد از اینکه کار آموزش درست کردن وبلاگ به اتمام رسید ایشان از دانشجویان خواستند تا من بعد کارهای عملی خود را در وبلاگ یادداشت کنند. تقریبا دانشجویان از این جلسه راضی بودند چرا که احساس می کردند که به یک امر مهم آن هم داشتن پوشه ای در اینترنت دست یافته بودند و در اینجا بود که دیدهای منفی نسبت به نحوه آموزش در این کلاس بود کمی تغییر پیدا کرد. اما در عین حال هیچکدام از قصد استاد نسبت به اقدام این کار اطلاعاتی خبر نداشتیم و فقط از اینکه به چیز نوعی دست پیدا کرده بودیم راضی بودیم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">جلسه پنجم:البته این جلسه به بعد از ایام نوروز افتاد چرا که به علت یک تعطیلی که فکر میکنم شهادت امام رضا ((علیه السلام)) بود کلاس دیگری در ایام قبل از عید تشکیل نشد و موکول شد به ایم بعد از عید.این جلسه فکر می کنم استاد به اجرای طرح عملی تدریس علوم توسط دانشجویان پرداخت بطوریکه بعد از تشکیل گروهها از آنان خواست که یکی از حواس را انتخاب کرده و برای تدریس در کلاس درس هدف رفتاری،نحوه تدریس و ارزشیابی از آن را بنویسند و بعد از اتمام هم آن را در وبلاگ ثبت کنند.همانطور که ذکر شد درگیر کردن عملی دانشجویان با مباحث بود. و بنده فکر میکنم تا به این لحظه از مهارتهایی که انتظار می رفت که دانشجویان فراگیرند براساس طرح استاد همان کسب مهارت عملی در آموزش علوم بود،چنانچه در جلسات بعدی هم این امر نمود پیدا کرد. البته در این جلسه از دانشجویان خواسته شد کتاب کار آموزش علوم تجربی را تهیه کرده و به کلاس بیاورند.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">در این جلسه وقتی که کلاس تشکیل شد استاد گله ای داشتند که کارهای خواسته شده را انجام نمیدهید و البته دانشجویان کتابی را که در جلسه پیش خواسته شده بود را تهیه نکرده بودند. و استاد گفت دیگر نمی شود راجع به چیزی صحبت کنیم و بعد تصمیم گرفتند که دانشجویان را با طرح سوالی به ارائه راه کار برای تدریس علوم بپردازند و سوال این بود که با انتخاب یک موضوع بیان نمایید چگونه اهداف،فعالیت یادگیری و نحوه تدریس، را بکار می گیرید که منجر به یادگیری خود دانش آموز توسط دانش آموز می شود و سپس گروهها تشکیل شدند برای جواب دادن به سوال. سوالی که فکر میکنم مربوط به ویژگی معلم که به روش ساختن گرایی کار می کند بود و باز هم بدون توضیح دانشجویان درگیر مباحث علمی شدند. همانطور که در ابتدای بحث مطرح شد کلاس تئوری وجود نداشت و مباحث تمام مربوط به درگیری دانشجویان به صورت گروهی بود. و استاد خواست اینبار کار را حضوری تحویل دهد. و سپس گروهها تشکیل شدند و به ارائه راه حل و موضوع برای تدریس پرداختند. نکته ای که در اینجا باید ذکر شود که به طور واقعی و تفسیری هیچکدام از بچه ها راجع به روش ساختن گرایی اطلاعات کاملی نداشتند در حالی که از آنها خواسته شده بود به روش ساختن گرایی تدریس کنند. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">جلسه هفتم: استاد دانشجویان را به محوطه دانشگاه بردند و از هر گروه خواستند به مشاهده دانشکده ها و مقایسه آن با دانشکده<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>علوم تربیتی بپردازند و اطلاعات جمع آوری شده را به ایمیل استاد سند کنند. این کار به منظور تقویت مشاهده دانشجویان صورت گرفت و اینکه در امر علوم یک مهارت مفید است و جلسه بعد هم به همین روش مشاهده پرداخته شد البته با موضوعات مختلف که یکی را مانند اولی در محوطه دانشگاه بچه به مشاهده محیط اطراف مثل درختان و عوامل آلوده کننده محیط زیست دانشگاه بود و جلسه بعد هم فکر کنم که به منظور افزایش میزان مشاهده بود که ابتدا از بچه ها خواسته شد که شکل مورچه را نقاشی کنند و سپس به کلاس آورده و با مشاهده آن خواستند که دوباره مشاهده کنند. در طی این جلسه بچه ها علی الخصوص دانشجویان معتقد بودند که دارند کار سرگرم کننده ای را انجام می دهند که هیچ کمکی به بهبود یادگیری آنان یا افزایش اطلاعات آنان در مورد روش تدریس علوم کمک نمی کند.البته هرچند که مشاهده از ابزار آموزش علوم و یکی از مهارتهای خاص آن است. اما سوال اینجاست که برای آموزش من مشاهده برای دانشجوی ترم 6 دوره به شیوه ای که عرض شد کار مفیدی بوده یا خیر؟با توجه به اینکه دانشجویان در کارورزی که با هدف خاص انجام میگرفت به مشاهده کار معلمان نیز می پرداختند؟در جلسات بعدی هم که جلسات پایانی محسوب می شد و فکر می کنم که حدود دو جلسه بود و در یک جلسه استاد سه سوال را مطرح ساختند و از هریک از گروه ها خواسته شد تا به یکی از این 3 سوال پاسخ دهند که یکی مربوط به آزار بچه ای که مکان انفجار بمب <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>را می دانست و دیگری راجع به مردی که دست به دزدی برای نجات همسر خود می زند را و سوم تفاوت موجود میان زن و مرد بود که بچه ها باید این تفاوتها را از نگاه خود تشریح می کردند. البته من هیچگاه متوجه منظور استاد از مطرح کردن این سوالات و ارتباط آنها با درس روش تدریس علوم نشدم چرا که خود استاد هم به توضیح مطلب ارائه شده نپرداختند یا لااقل وقت به توضیح پیدا نکردند. و جلسه آخر هم که به علت جلسه عقب افتاده کلاس فوق العاده خارج از وقت معمول تشکیل شده بود به سایت رفته و آموزش و تدریس را به وسیله استفاده از نرم افزار پاورپوینت در دستور کار قرار داشت که قرار شد که دانشجویان تدریس با پاورپوینت تهیه کنند و به استاد ایمیل کنند و در حین کارها به دلیل تشکیل کلاس دیگر کار به اتمام رسید و آخرین جلسه ای بود که ما در مورد چیزی آموزش می دیدیم. و در جلسه آخری هم که تقریبا با نیمی از اعضای کلاس تشکیل شد استاد به تشریح کارها که در طول ترم پرداختیم،پرداخت و پس از آن به گروه های موجود گفت که با توجه به مجلاتی که در طول ترم به گروه ها داده شد هر گروه با مشارکت هم سه سوال را طرح کنند و به استاد ارائه دهند. و این پایان یک ترم کلاس درس روش تدریس علوم تجربی بود.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">((تحلیل))<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p>&nbsp;ا</o:p></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">ز آنجایی که قصد بنده از نوشتن این مقاله بیشتر معرفی نحوه کار در کلاس روش تدریس علوم تجربی بود و مطالبی هم که عنوان شد ارائه خلاصه ای از مشاهدات و کارهایی بود که در طول ترم به آنها پرداخته شده بود و بدان اشاره شد تاکیدی بود بر آموزش روش ساختن گرایی که از تقسیم بچه ها به گروه های کوچک و بحث و گفتگوی آنها در مورد کارها و نتیجه گیری توسط خود افراد گروه مشخص میشد. بحثی که در اینجا باید به آن پرداخت این است که با توجه به اینکه دانشجویان از بعضی از روشهای آموزش در این کلاس راضی نبودند و معتقد بودند که این قبیل کارها برای آنها مناسب نیست. اما در نهایت با توجه به همین مباحث گروهی به نتیجه ای واحد و اینکه فهمیدند روش تدریس ساختن گرایی چگونه است رسیدند البته بدون توضیحات جامع استاد و نقدی هم که به استاد وارد است نداشتن کلاس تئوری یا توضیح بیشتر راجع به مطالب چرا که با توجه به اینکه دانشجویان خود باید در مقام تدریس قرار می گرفتند و اطلاعات جامع تر و کامل تری در مورد این موضوع روش تدریس ها در یافت می کردند نه اینکه به مانند دانش آموزان کاملا درگیر کار عملی شده و مطالعات تئوری و عملی آنان به یکباره کاهش یافته و در حد صفر برسد. از دیگر کارهای مفید در این کلاس رابطه هرچه بیشتر دانشجویان با اینترنت و استفاده بهینه از این شبکه جهانی بود که از ارزشمند ترین و ماندگارترین برنامه های آموزش این کلاس محسوب می شد که نوعی تدریس با استفاده از تکنولوژی آموزشی و خدمات رسانه ای محسوب می شد. اما یکی از نکاتی که لازم به ذکر است این است که در طی جلسات یکی از دانشجویان به استاد در مورد اینکه با توجه که درس ما در مورد روش تدریس علوم تجربی و علوم اجتماعی است و شما روش تدریس علوم اجتماعی را رها کردید. نقدی وارد کرد که من نفهمیدم،منظور دانشجو دقیقا چه بود و استاد هم جواب را به طوری پیچاند و به قول معروف جواب سر بالا دادند. اما بنده فکر می کنم که استاد در این باره کار درستی انجام دادند چون در یک درس&nbsp;دو واحدی ما بیش از یک روش تدریس را نمیتوانستیم یاد بگیریم چرا که من هم معتقدم که اگر یک موضوع را طوطی وار فرا بگیریم و دیگر اینکه ما در روش تدریس و آن هم ساختن گرایی بود را فراگیریم در این حالت سوال اینجاست که فقط این روش تدریس علوم تجربی موجود است یا اینکه این روش بهترین روش تدریس می باشد که ما به آن پرداختیم. در کل با توجه به اینکه مطلب نظری در کلاس درس ارائه نگردید و دانشجویان توام با عمل پیش می رفتند و این کار کمی از تنوع کلاس را کاسته بود و هر جلسه دانشجویان منتظر تشکیل گروه و بحث جدید بودند و نقد را می توان بر کلاس درس وارد کرد که با توجه به اینکه استاد طرح درسی را برای شروع کار به دانشجویان ارائه کردند و قرار بود طرح پیش برویم اما تعدادی از موضوعات مورد نظر در طرح درسس هستند که اصلا در کلاس به آنها پرداخته نشد که این به دست نیافتن کامل اهداف استاد را می رساند و همچنین از آنجایی که قرار بود کلاس به دو زمان تقسیم شود یک زمان معرفی نظریه ها و یک زمان کارکرد عملی و در تقسیم بندی زمانی بیشتر معطوف به بعد عملی بود. اما نکته بسیار مهمی مه در کلاس نهفته شده بود همان درگیر بودن دانشجویان با مباحث بود و آنها عملا فهمیدند که آموزش در یک کلاس دانش آموز محور چگونه است در حالی که قبل از این در روش تدریس های دیگر زیاد می شنیدند اما در مرحله عمل کلاس همان نیز به روش سخنرانی استاد اداره می شد و این آگاهی استاد مربوط را می سازند که عملا به دانشجویان فهماندند که در یک کلاس دانش آموز محور که مطالب توسط خود دانش آموز فهمانده می شود چگونه است و چگونه اداره می شود و این از نظر بنده مهمترین دستاورد کلاس محسوب می شد. که روند به سزایی در درک دانشجویان از روش تدریس فعال داشت.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p>&nbsp;</o:p></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">نتیجه گیری:تا به اینجا به بررسی اجمالی کلاس روش تدریس علوم اجتماعی و علوم تجربی پرداختیم و شیوه های تدریس و ابزار به کار گرفته شده در تدریس کلاس را مورد قرار دادیم .اما باید اذعان داشت که منظور از این مواردی که بیان شد این نبود که کلاس را زیر سوال برده و بگوییم این خوب و آن بد است. بلکه همانطور که ذکر شد هدف مشخص کردن مواردی بود که در طول ترم برای تدریس ارائه گردید و اینکه این تدریس تا چقدر موثر بوده و چه تاثیری بر دانشجویان داشته. هرچند که در مواردی هم مغایرت بین هدف مطلوب استاد از انجام کار و نتیجه کسب شده توسط دانشجویان با توجه به عملکردشان پیش آمد که این باعث می شد که دانشجویان از آن اهداف کلی مشخص شده در طرح درس فاصله گرفته و سرگردان شوند و در نهایت هم به عنوان جمع بندی بحث بیان می دارم که این درست است که درگیر کردن دانشجویان با چیزی که می خواهند آموزش ببینند خوب است اما نباید فراموش شود که فهم نظریه قبل از به کارگیری آن نیز می تواند در بهبود روند کمک موثری نماید در حالی که این کلاس بدون پرداختن به مبحث نظری ها بیشترین وقت را صرف مباحثه و درگیری دانشجویان با مباحث می کرد و ایرادی هم که بر دانشجویان وارد است این مورد است که آنان بدون توجه به طرح درس ارائه شده فقط از وضع موجود نگه می کردند در حالی خود در نقش فرا گیرنده منفعل عمل می کرده و کمتر دنبال مباحث را می گرفتند که البته این به دلیل نوع آموزش آنهاست که یاد گرفته اند همه چیز از سوی استاد به آنها عرضه می شود و خود نقشی در تولید دانش ندارند و این کلاس به خاطر متفاوت بودن و آشنا نبودن ما با آن باعث ایجاد نقد شد و الا به ماهیت خود و هدفی که دنبال می کرد کاملا موفق بوده و حداقل توانست آموزش فعال و مشارکتی را به بچه ها بیاموزد که یک یادگیری پایدار در آنها فراهم کرد چرا که نتیجه ای را که خود دانشجویان به آن رسیده بودند بیان مینمود. و در پایان هم بیان می دارم که این کلاس با همه کمی و کاستی هایش کلاس جذاب و پر انگیزه ای بود که در هر جلسه رنگ تازه ای به خود می گرفت و متفاوت بودن آن با کلاسهای دیگر در حدی بود که دانش جویان این کلاس را کلاس بازی تشبیه می کردند و به قول یکی از آنها هر روز یک بازی جدید را فرا می گیریم و به نظر من این امر موفقیت استاد را در امر تدریس میرساند هرچند که ایشان بیش از حد منفعل بودند و دانشجویان فعال زیادی.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">باشد که این نوشتار مورد سمع و نظر خوانندگان قرارگیرد و بتوانند از آن در جهت بهبود کلاسهای تدریس خود استفاده نمایند.<o:p></o:p></span></p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>اطلاع</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/253.php" />
<modified>2008-06-16T03:21:20Z</modified>
<issued>2008-06-16T03:18:17Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.253</id>
<created>2008-06-16T03:18:17Z</created>
<summary type="text/plain">به اطلاع دانشجویان درس روش تدریس علوم تجربی اجتماعی می رسد که پرسش هایی که دانشجویان طرح کرده بودند, قابل ارائه برای ارزشیابی نیست و در آزمون کتبی صرفا از متون معرفی شده ارزیابی می شود....</summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<font face="Tahoma" size="3">به اطلاع دانشجویان درس روش تدریس علوم تجربی اجتماعی می رسد که پرسش هایی که دانشجویان طرح کرده بودند, قابل ارائه برای ارزشیابی نیست و در آزمون کتبی صرفا از متون معرفی شده ارزیابی می شود.</font>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>معرفی یک مقاله</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/252.php" />
<modified>2008-06-05T04:55:39Z</modified>
<issued>2008-06-05T04:48:21Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.252</id>
<created>2008-06-05T04:48:21Z</created>
<summary type="text/plain"><![CDATA[اخیرا از نمایشگاه بین المللی, کتاب انگلیسی در باره &quot;روش های تحقیق کیفی در تعلیم و تربیت&quot; خریدم....]]></summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<p><font face="Tahoma" size="3">اخیرا از نمایشگاه بین المللی, کتاب انگلیسی در باره &quot;روش های تحقیق کیفی در تعلیم و تربیت&quot; خریدم.</font></p>]]>
<![CDATA[<p><font face="Tahoma" size="3">مدتی بود که به دنبال کتابی در حوزه پژوهش های کیفی در قلمرو تعلیم و تربیت می گشتم و خوشبختانه آن را پیدا کردم و قصد ترجمه آن را دارم. از جمله روش هایی که در این کتاب در باره آن بحث شده است. روش حکایی است. در این باره دیشب مقاله ای را پیدا کردم که در باره داستان دو معلم تازه کار است که بر اساس داستانهای ایشان در باره محیط کارشان در سال اول تدریس, محقق به نتایج تحقیق خود اشاره می کند. مقاله بسیار جالبی است و می توانید آن را از sciencedircet&nbsp; در یافت کنید. عنوان کامل مقاله:</font></p>
<p><font face="Tahoma" size="3">Disavowed: The Stories Of Two Novice Teachers</font></p>
<p><font face="Tahoma" size="3">journal of Teaching and Teacher Education 24(2008)1317-1332</font></p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>پایان یک حکایت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/251.php" />
<modified>2008-06-03T11:16:01Z</modified>
<issued>2008-06-03T11:10:44Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.251</id>
<created>2008-06-03T11:10:44Z</created>
<summary type="text/plain">روز دوشنبه دفاعیه آقای فرهاد سراجی دانشجوی دکتری بود....</summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA">روز دوشنبه دفاعیه آقای فرهاد سراجی دانشجوی دکتری بود. </span>]]>
<![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="3">این داستان دفاعیه هم ماجرای جالبی است. در برخی از کشور ها جلسه دفاعیه ای وجود ندارد. در استرالیا در اغلب دانشگاه ها , پس از این که رساله دکتری به پایان رسید, رساله برای دو داور که معمولا خارج از قاره هستند فرستاده می شود و نتیجه آن پس از چند ماه اعلام می شود که معمولا نیاز به اصلاحات اعلام می شود و سپس دانشجو زیر نظر استاد راهنما اصلاحات را به عمل می آورد. در برخی از دانشگاه های انگلستان جلسه دفاعیه دکتری بدون حضور دانشجویان دیگر انجام می شود و در جلسه دفاعیه هیچ یک از اعضای تیم راهنما حق دفاع از دانشجو را ندارد و اگر این کار انجام شود, امتیاز منفی برای دانشجو محسوب می شود. در ایران جلسه دفاعیه اهمیت خاصی دارد و در برخی از دانشگاه ها با تشریفات خاصی برگزار می شود. در جلسات دفاعیه دانشگاه شیراز که برای داوری چند بار رفته ام. مراسم با قرآن و سرود ملی کشور شروع می شود و تشریفات خاصی دارد و در پایان دانشجو سوگند نامه ای را می خواند و در انتها, هیات داوران را به مهمانی ناهار دعوت می کند. در برخی از دانشگاه ها روز دفاعیه ثابت است. مثلا در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران , چهار شنبه ها جلسه دفاعیه و جلسات سمینار دانشجویان است و همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی موظفند در جلسه های دفاعیه و سمینار شرکت کنند. در برخی از این دانشگاه ها استادان بیشتر دفاع می کنند و دانشجو کمتر حرف می زند. در یکی از دانشگاه هایی که چهار بار برای داوری رفتم اصلا دانشجو فرصت دفاع پیدا نمی کرد و من به آن ها تذکر دادم که قرار است دانشجو دفاع کند و یا استاد راهنما.<o:p></o:p></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="3">به هر روی جلسه دفاعیه آقای سراجی روز یک شنبه در تهران برگزار شد. داوران رساله آقای دکتر جلالی از دانشگاه علم و صنعت, آقای دکتر موسی پور از دانشگاه شهید باهنر و آقای دکتر کیامنش از دانشگاه تربیت معلم بودند. آغاز جلسه برای من که همراهی زیادی در این رساله کرده بودم<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>و انتظار داشتم که جلسه دفاعیه خوبی داشته باشیم بسیار ناراحت کننده بود. دستگاه ویدئو پروژکشن خراب بود و در آن ساعت هم کسی نبود که آن را درست کند. بلندگو قطع شده بود و دانشجو مجبور بود بلند صحبت کند. آقای دکتر جلالی نکته های خوبی گفت و قبل از دفاع هم از دانشجو خواسته بود که نزد او بیاید و در مورد رساله اش با او صحبت کند. تعامل اصحاب علوم انسانی با اصحاب مهندسی در حوزه فناوری اطلاعات, ثمر نیکی دارد که من فراوان از آن بهره مند شده ام. چالش های جدی در جلسه ایجاد شد که حدود 3 ساعت طول کشید. من به ناچار مجبور شدم در پاره ای از موارد با این که مایل نبودم وارد بحث شوم به میانه گفت و گو وارد شوم و پاره ای موارد را متذکر شوم. به هر روی حکایتی دیگر برای من به پایان رسید. حکایتی که شاید دوست نداشتم به این زودی به پایان برسد. با آقای سراجی در چهار همایش مشترک شرکت کردیم و مقاله دادیم. همایش کویت, اهواز, زاهدان, تهران و قرار بود که با یکدیگر در همایش دیگری در آبان ماه در دانشگاه گوتنبرگ سوئد شرکت کنیم. کتابی را نیز ترجمه کرده که کتاب جالبی است و انشاء الله منتشر خواهد شد. به هر روی برای او آرزوی موفقیت می کنم. او که از تدریس در مدارس چند پایه روستا های هشترود شروع کرد و در تمام مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش تدریس کرد<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>و بزودی به صورت رسمی در دانشگاه مشغول خواهد شد. لذت یادگیری مداوم را برای او آرزومندم.<o:p></o:p></font></span></p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>قطار زمان</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/250.php" />
<modified>2008-05-13T19:44:53Z</modified>
<issued>2008-05-13T19:37:46Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.250</id>
<created>2008-05-13T19:37:46Z</created>
<summary type="text/plain"><![CDATA[(این نوشته را چهار شنبه پیش نوشتم, ولی به دلیل مشکلی که در سایت پیش آمده بود, موفق به انتشار آن نشدم)&nbsp;این روزها مانند روزهای دیگر , قطار زمان به سرعت می رود. روزهای هفته را می شمرم تا تمام...]]></summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<font size="3">(این نوشته را چهار شنبه پیش نوشتم, ولی به دلیل مشکلی که در سایت پیش آمده بود, موفق به انتشار آن نشدم)&nbsp;</font><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="3">این روزها مانند روزهای دیگر , قطار زمان به سرعت می رود. روزهای هفته را می شمرم تا تمام شود</font>. </span>]]>
<![CDATA[<font size="3">&nbsp;<span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">روز<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>چهار شنبه دوستان دانشگاه مازندران آمده بودند و همراه با اعضای هیئت مدیره انجمن مطالعات برنامه درسی به بحث و بررسی همایش هفتم گذشت تا در باره همایش هشتم, تصمیمات مناسبی گرفته شود و این همایش با کیفیت بهتری برگزار شود. نزدیک 3 ساعت جلسه طول کشید و بسیار سودمند بود. من از تعاملی که در انجمن بین همکاران به وجود آمده است, بسیار لذت می برم و احساس هویت جمعی می کنم. نکته ای را من با توجه به شرکت در برگزاری همایش توضیح دادم و خواستار داوری سخت گیرانه تر در مقالات شدم. دکتر شارع پور عضو هیات علمی دانشگاه مازندران و جامعه شناس- که اخیرا کتاب<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>&quot;جامعه شناسی علم و انجمن های علمی در ایران&quot; را که نگارش او و دکتر محمد فاضلی است, گرفته ام-گفت که در این موضوع پارادوکسی وجود دارد. اگر بخواهید کارکرد علمی انجمن را حفظ کنید, قطعا باید داوری سخت گیرانه باشد و با مراعات این امر بسیاری از مقالات از جمله مقالات دانشجویان پذیرفته نخواهد شد, اما اگر خواهان ایجاد هویت جمعی باشید , به صورتی که همه دانشجویان و استادان و پژوهشگران حوزه علمی خود را جمع کنید , نوع داوری باید متفاوت باشد. پیشنهاد خود من این بود که بخشی از همایش را به پژوهشگران جوان اختصاص دهیم و در مورد آن ها نوع دیگری داوری داشته باشیم تا در کنار استادان با سابقه و در عین حال اهل علم , پژوهشگران جوان هم رشد بکنند و احساس بدی به آن ها دست ندهد.<o:p></o:p></span></font>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="3">جمعه مطابق قراری که داشتم به دانشگاه تربیت مدرس رفتم تا جزء مجموعه ای که در باره &quot;آموزش علوم انسانی&quot; تحقیقی را با مدیریت دکتر مهر محمدی , استاد دانشگاه تربیت مدرس انجام می دهیم ,به ارائه گزارش بپردازیم و گزارش ها را بشنویم. من البته گزارش خود را ارائه ندادم. جلسه از ساعت 8 صبح تقریبا آغاز شد و تا ساعت 30/12 ادامه داشت. افراد گزارش خود که قطعات یک پازل را تشکیل می دهند ارائه کردند و بحث و گفت و گو های خوبی در گرفت. شدیدا از این بحث و گفت و گو ها به وجد آمده بودم. از بعد از ظهر پنج شنبه هم که آمده ام تا امروز بعد از ظهر جمعه سخت مشغول کار مربوط به خودم هستم. این یادداشت را هم نوشتم تا کمی خستگی مفرطی که داشتم, کاهش یابد.<o:p></o:p></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">راستی اگر اهل فلسفه هستید و دوست دارید به زبان انگلیسی مباحث فلسفی را بشنوید به سایت </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><a href="http://philosophybites.libsyn.com/">Philosophy bites</a></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>مراجعه کنید. من حدود 25 پادکست آن را دانلود کرده و روی سی دی رایت کرده ام و در ماشین آن را گوش می دهم. چون این پادکست ها به صورت گفت و گو انجام می شود. بسیار جالب و شنیدنی است. راستی نکته جالبی یادم افتاد, به بچه های دوره ارشد در درس سمینار تعلیم و تربیت که رشته فلسفه تعلیم و تربیت را می خوانند, گفته بودم که پنج سوال از پنج استاد فلسفه تعلیم و تربیت بپرسند. امروز که یکی از این جواب ها را می خواندم بسیار متعجب شدم, یکی از آن ها گفته بود که فلسفه تعلیم و تربیت از دغدغه فیلسوفان خارج شدن است . باید فلسفه را از بند فیلسوفان رها کرد تا بتوان مشکلات و مسایل تعلیم و تربیت را به نحو مطلوبی حل کرد<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>موج پرفشار تعجب مرا در معرض پرسش و سوال قرار داد که چطور می شود فلسفه تعلیم و تربیت را از فلسفه جدا کرد. فعلا در این پارادوکس باقی مانده ام. آیا کسی هست مرا نجات دهد؟<o:p></o:p></span></font></p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>ترجمه دانشجویی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/249.php" />
<modified>2008-05-02T18:52:29Z</modified>
<issued>2008-05-02T18:44:10Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.249</id>
<created>2008-05-02T18:44:10Z</created>
<summary type="text/plain"><![CDATA[کسانی که با کار ترجمه آشنایند, می دانند که کار ترجمه اگر بسامان و به قاعده انجام گیرد, کاری است سخت دشوار و جانسوز. مترجمان ایرانی خدمتی که به جامعه ایرانی می کنند, اگر نگوییم&nbsp;بیشتر از خدمت مولفان نیست, قطعا...]]></summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<font face="Tahoma" size="2">کسانی که با کار ترجمه آشنایند, می دانند که کار ترجمه اگر بسامان و به قاعده انجام گیرد, کاری است سخت دشوار و جانسوز. مترجمان ایرانی خدمتی که به جامعه ایرانی می کنند, اگر نگوییم&nbsp;بیشتر از خدمت مولفان نیست, قطعا کمتر نیست.</font>]]>
<![CDATA[<font face="Tahoma" size="2">هفته پیش با یکی از دانشجویان دکتری صحبت می کردم, می گفت که استاد او در دوره ارشد, پیغام داده است که اگر می خواهی کتابی را که ترجمه کرده ای بفرست تا به صورت مشترک در دانشگاه ... منتشر کنیم. واقعا تاسف خوردم که همکار دانشگاهی دو خطای سهمگین را مرتکب شده است. نخست این که کار دانشجویش را به نام خود می آراید, دیگر این که به دوستان جوانی که هنوز در راه تمرین ترجمه اند, به غلط می باوراند که کار ترجمه کاری سهل و آسان است. گزارش ایسنا در باره ترجمه های دانشجویی برای کسانی که به اخلاق و انصاف علمی و کار علمی علاقمندند, سخت دردناک است. گزارش را در <a href="http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1096571&amp;Lang=P">این جا</a> بخوانید.</font>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>عمومی گرایی و تخصص گرایی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/248.php" />
<modified>2008-04-29T03:23:54Z</modified>
<issued>2008-04-29T03:14:47Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.248</id>
<created>2008-04-29T03:14:47Z</created>
<summary type="text/plain"><![CDATA[در هفتمین نشست &quot;انجمن مطالعات برنامه درسی ایران&quot; نشستی در باره &quot;عمومی گرایی و تخصص گرایی&quot; برگزار شد که گزارش آن را در یادداشت قبلی نوشته ام....]]></summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<font face="Tahoma" size="2">در هفتمین نشست &quot;<a href="http://www.icsa.org.ir">انجمن مطالعات برنامه درسی ایران&quot;</a> نشستی در باره &quot;عمومی گرایی و تخصص گرایی&quot; برگزار شد که گزارش آن را در <a href="http://www.attaran.net/weblog/archives/247.php#more">یادداشت قبلی</a> نوشته ام. </font>]]>
<![CDATA[<font face="Tahoma" size="2">امروز صبح در هنگام جست و جو در اینترنت دیدم شماره ای از نشریه &quot;journal of philosophy of Education&quot;&nbsp;:&nbsp;<span lang="EN" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Verdana; mso-ansi-language: EN">November 2007 - Vol. 41 Issue 4 Page v-846<o:p></o:p></span>اختصاص به این موضوع یافته است و مقالات فراوانی در این باره نگارش یافته است. شاید خواندن این مقالات برای کسانی که علاقمند به این موضوع هستند جالب باشد.</font>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>آن چه آموختم</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/247.php" />
<modified>2008-04-18T08:20:02Z</modified>
<issued>2008-04-18T08:14:58Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.247</id>
<created>2008-04-18T08:14:58Z</created>
<summary type="text/plain"><![CDATA[دو هفته گذشته را در سه کنفرانس گذراندم. از یک شنبه 18 فروردین تا پنج شنبه 22در کنفرانس بین المللی (golf university for science and technology) &nbsp;به همراه آقای سراجی دانشجوی دکتری بودم....]]></summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">دو هفته گذشته را در سه کنفرانس گذراندم. از یک شنبه 18 فروردین تا پنج شنبه 22در کنفرانس بین المللی </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span>(golf university for science and technology) </span><span dir="rtl"></span></font><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><font size="2"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>به همراه آقای سراجی دانشجوی دکتری بودم</font>.</span>]]>
<![CDATA[<font size="2">&nbsp;&nbsp;<span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"> پنج شنبه از کویت به اهواز رفتیم تا مقاله مشترک خود را در همایش فناوری آموزشی در عصر اطلاعات و ارتباطات ارائه کنیم. جمعه شب به تهران باز گشتیم و چهار شنبه و پنج شنبه را هم در دانشگاه تربیت معلم , دانشگاه خودم, سخت مشغول بودم. این سه کنفرانس , تفاوت هایی داشتند که به برخی از آن ها اشاره می کنم.<o:p></o:p></span></font>
<ol style="MARGIN-TOP: 0in" type="1">
    <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">کنفرانس کویت جنبه بین المللی و بین رشته ای داشت و از بیش از 40 کشور در آن شرکت کرده بودند. کنفرانس اهواز مهمان خارجی نداشت و در کنفرانس انجمن مطالعات برنامه درسی ایران دو مهمان از مالزی شرکت داشتند که دو مقاله هم ارائه کردند.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font> </li>
    <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">تفاوت مهم کنفرانس کویت با دو کنفرانس دیگر این بود که اکثر کسانی که از خارج از کویت آمده بودند, مطالعات موردی داشتند و نتایج مطالعات خود را بیان می کردند</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span>.</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> به نظر من آن ها به اطراف خود نگاه بهتری داشتند و از عمل به نظر حرکت می کردند و به تجربه های زیسته </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span>(living experience)</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> خود نظر داشتند. مثلا خانمی از عربستان روش ویکی را در مورد 150 دانشجوی خود در دوره کارشناسی به کار گرفته بود تا نتایج آن ها را بر مهارت های نگارش و پژوهش ایشان بررسی کند و گزارش یافته های خود را بیان کرد. دو نفر دیگر از سوئد, که به طرز جالبی بیست دقیق سخنرانی خود را تقسیم کرده بودند, 15 معلم را در هشت ماه آموزش فاوا داده بودند و گزارش اثر بخشی مدل آموزش خود را بیان کردند. و به همین ترتیب اکثر محققان به جای آن که آرمان گرایانه پژوهش کنند, به اطراف خود توجه داشتند. در کنفرانس اهواز متاسفانه برخی سخنرانی ها تاریخ مصرفش مربوط به شش سال قبل بود و جز ترهاتی بیش که حرف های کلی بی فایده بود, ثمری نداشت. البته بی انصافی است اگر بگویم که همه مقالات این چنین بود. در کنفرانس انجمن مطالعات برنامه درسی در ارائه مقاله ای شرکت کردم که از نوع مقالات ارائه شده در کنفرانس کویت بود. عنوان مقاله &quot;طرح استفاده از برنامه درسی مبتنی بر فعالیت پروژه ای برای یادگیری روش پژوهش در علوم تجربی بود که سه دبیر آن را به صورت مشترک تهیه کرده بودند و گزارش اجرای روش خود و نتایج آن را بیان کردند. در کنار آن در سخنرانی ای شرکت کردم که سخنران می خواست حرف های بسیار عادی خود را <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>با هیجان و داد و فریاد مهم جلوه دهد. </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></li>
    <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">یکی از تفاوت های همایش انجمن مطالعات برنامه درسی با دو کنفرانس دیگر این بود که یک نشست تخصصی بسیار جالبی در باره &quot;عام گرایی و تخصص گرایی در برنامه درسی دوره متوسطه &quot; به مدت دو ساعت ارائه شد که به دلیل حضور هفت نفر در آن که دیدگاه های متفاوت و بعضا معارضی داشتند, جلسه بسیار مفیدی بود. علاوه بر آن 4 هم اندیشی نیز با حضور جمعی محدود تر به طور همزمان برگزار شد که در یکی از آن ها من شرکت داشتم و بسیار استفاده کردم.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font> </li>
    <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">بر اساس آن چه که در این سه کنفرانس من ملاحظه کردم چند پیشنهاد دارم.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font>
    <ol style="MARGIN-TOP: 0in" type="a">
        <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level2 lfo1; tab-stops: list 1.0in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">کنفرانس حتما باید برای غنی تر شدن , به افراد خاصی سفارش مقاله بدهد. سطح برخی از مقالات بسیار پایین است. گرایش استادان به شرکت در کنفرانس و بهره گیری از امتیاز آن برای گرانت, به تدریج نگران کننده می شود و اصل فلسفه برگزاری همایش به فراموشی سپرده می شود.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font> </li>
        <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level2 lfo1; tab-stops: list 1.0in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">کنفرانس های ما برای دعوت از شرکت کنندگان خارجی دچار مشکل جدی هستند. مشکلاتی که هم جنبه مالی دارد و هم عدم اقبال متخصصان بین المللی را شامل می شود. پیشنهاد من این است که برای کنفرانس های علمی در حوزه علوم تربیتی حد اقل در سطح منطقه دعوت هایی به عمل بیاید که با ما دارای وجوه مشترک نیز هستند.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font> </li>
        <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level2 lfo1; tab-stops: list 1.0in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">به نظر من کمیته علمی همایش ها باید میزان سختگیری خود را افزایش دهد و تعداد مقالات را کمتر کنند و همایش را با حجم کمتر مقاله و برگزاری هم اندیشی ها, نشست های تخصصی و کارگاه های آموزشی غنی تر سازند</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font> </li>
        <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level2 lfo1; tab-stops: list 1.0in"><font size="2"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">بهتر است که همایش از متخصصان رشته های دیگر که به نوعی با رشته علوم تربیتی وجوه مشترک دارند, دعوت کند. من تجربه خوبی در تعامل با اصحاب علوم پایه و مهندسان داشته ام. فکر می کنم در همایش های علوم تربیتی, متخصصان رشته هایی چون روانشناسی, جامعه شناسی, فلسفه, علوم سیاسی, مطالعات فرهنگی و .. می توانند رشته را از حالت انتزاعی بیرون بیاورند و به پدیده های علوم تربیتی از منظر های گوناگون شود.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font> </li>
        <li class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN-LEFT: 0in; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-list: l0 level2 lfo1; tab-stops: list 1.0in"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">بهتر است فرمت مشخصی را برای ارائه کنفرانس به شرکت کنندگان پیشنهاد کنیم. سخنرانی تمام مطالبی را که می گفت روی اسلاید هایی که به نمایش گذاشته بود آورده بود و تفاوتی بین صحبت او و اسلاید ها وجود نداشت و باعث خستگی شدید مستمعین شده بود.<o:p></o:p></font></span> </li>
    </ol>
    </li>
</ol>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>ماه کنفرانس: کویت, اهواز, تهران</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/246.php" />
<modified>2008-04-10T06:00:36Z</modified>
<issued>2008-04-10T05:52:41Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.246</id>
<created>2008-04-10T05:52:41Z</created>
<summary type="text/plain">می دانستم که تعطیلات که تمام شود ماراتن من هم شروع خواهد شد....</summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<font size="3"><font size="2">می دانستم که تعطیلات که تمام شود ماراتن </font>من هم شروع خواهد شد.</font>]]>
<![CDATA[<p>&nbsp; <span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">روز یک شنبه به کویت می روم تا مقاله خود را ارائه کنیم. روز پنچ شنبه از کویت به اهواز تا مقاله دیگری را به عرضه نقد بگذاریم. جمعه به تهران بر می گردیم تا در آماده سازی هفتمین همایش انجمن مطالعات برنامه درسی ایران به دوستان شرکت کنیم و در یکی از نشست های همایش نیز ارائه مطلب کنم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">روز شنبه <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>17 فروردین به کرج رفتم و کلاس کارشناسی را اداره کردم. بعد از ظهر به تهران آمدم تا کار های اداری و حکم ماموریت</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>برای رفتن به کنفرانس کویت را پی گیری کنم . تا آخر شب هم مشغول آماده کردن وسایلم و تهیه گزارش گروه های مطالعاتی دارای علائق ویژه انجمن مطالعات برنامه درسی ایران بودم. بعد هم نشستم و مقاله ای را که آماده کرده بودم و دکتر مهر محمدی لطف کرده بود و خوانده بود تصحیح کردم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>روز یک شنبه طبق معمول چند ساعت زودتر به فرودگاه امام خمینی رفتم تا به همراه<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>آقای سراجی (دانشجوی دکتری) عازم کویت برای ارائه مقاله در <a href="http://www.i-tce.org/index.php">کنفرانس فناوری ارتباطات و تعلیم و تربیت </a>شویم. داشتم دنبال کانتینر پرواز می گشتم که دیدم کسی مرا صدا می زند. آقای زین آبادی دانشجوی دکتری را دیدم که ساعت 12 قرار بود برای فرصت مطالعاتی عازم کپنهاک شود. تا از سه ماه فرصت مطالعاتی دانشجویان دکتری<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>استفاده کند. کمی با هم صحبت کردیم و او روانه شد. ساعت 2 سوار هواپیمای کویت ایر لاین شدیم. هنوز کمی ارتفاع نگرفته بودیم که تکان های شدید هواپیما ایمان را به همه باز گرداند و صدای اشهد و استغفار همه از جمله بازیکنان باشگاه سایپا که عازم کویت برای مسابقه بودند, بلند شد. همه برای ایران ایر خدا بیامرزی طلب کردند. از کویت غیر از اصطلاح قدیمی که از بچگی شنیده بودم که فلانی اوضاعش کویت است, تصوری نداشتم. یادم هست سال56 که به اهواز رفته بودم می گفتند که بسیاری از عرب های اهواز در کویت هستند البته بعدا شنیدم که اهالی فارس اوضاع تجاری کویت را می چرخانند و اهالی کازرون و لامرد و ... در کویت هستند. تصویر ویزای ما را برای ما فرستاده بودند و قرار بود که در کویت , از طرف دانشگاه بیایند و اصل ویزا را بیاورند. وقتی ما به قسمت مربوطه مراجعه کردیم. سه خانم در آن جا نشسته بودند که چشم دو نفر آن ها را می شد دید و با جشم هایشان صحبت کرد ولی دیگری تاب مستوری نداشت. معلوم شد که اصل ویزای ما به آن جا ارجاع نشده است. لذا سریع از بین 40 ای میلی که بین ما و سازمان دهندگان کنفرانس مبادله شده بود. یکی از آن ها را در آوردم و به شماره ای که داشتم , تلفن زدم. منشی مربوطه بعد از مدتی معطل کردن گفت که از صبح زود مستر جمال در آن جاست و دنبال شما خواهد آمد. بعد از چند دقیقه که معطل ماندم, دوباره زنگ زدم و گفتم که کسی دنبال ما نیامده است. گفت شما کجا هستید , محل خود را گفتم<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>و بعد از ده دقیقه جمال مستر جمال پیدا شد. ما و چند نفر دیگر را برداشت و باخودش آورد. از من پرسید هتل رزو کرده اید. من که تا روز آخر به آمدنم مطمئن نبودم, اظهار بی تقصیری کردم. او هم تلفن زد و نام دو هتل را به راننده تاکسی داد که ما را به آن جا ببرد. راننده ما را به هتل(و در معنی مسافرخانه) ای آورد و وقتی معامله ما تمام شد. گفت که کرایه شما 15 دینار می شود برای ما که لدی الورود پانصد دلار مان در فرودگاه در تبدیل به دینار به<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>یک سوم تقلیل یافته بود. شنیدن<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>15 دینار که نزدیک به 48 دلار می شد غیر منتظره بود. بالاخره پس از کمی ناز و کرشمه راننده , به پنج دینار راضی شد و از شرش رها شدیم. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">این قسمت را با این که قبلا نوشته بودم تا امروز به دلیل این که نشانی ورود به سایتم را گم کرده بودم نتوانستم وارد کنم بقیه را بعدا خواهم نوشت. بخصوص از کنفرانس که نکات جالب و علمی فراوان داشت.<o:p></o:p></span></p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>لذت بی زمانی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.attaran.net/weblog/archives/245.php" />
<modified>2008-03-25T07:05:15Z</modified>
<issued>2008-03-25T07:02:20Z</issued>
<id>tag:www.attaran.net,2008:/weblog/1.245</id>
<created>2008-03-25T07:02:20Z</created>
<summary type="text/plain">این روز ها در تعطیلات هستم و خوشبختانه مفهوم زمان را از دست داده ام. شنبه و یک شنبه و ... را فراموش کرده ام. نمی دانم امروز چند شنبه است....</summary>
<author>
<name>admin</name>

<email>attaran_m@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.attaran.net/weblog/">
<![CDATA[<span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">این روز ها در تعطیلات هستم و خوشبختانه مفهوم زمان را از دست داده ام. شنبه و یک شنبه و ... را فراموش کرده ام. نمی دانم امروز چند شنبه است.</span>]]>
<![CDATA[&nbsp;&nbsp;<span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"> در عین حال مشغول انجام کارهایم هستم. مقاله ای را که به صورت گروهی می نویسیم پس از سه ماه و نیم به پایان رساندم. رساله یکی از دانشجویان دکتری را که مشاور او هستم, خواندم. در حال گرد آوری و<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>تکمیل تحقیقی هستم. کتاب بسیار جالبی را که نوشته یکی از صاحب منصبان فرهنگی در گذشته در باره دانشگاه تهران بود, خواندم(خاطرات دکتر علی اکبر سیاسی). ولی از همه مهمتر همان است که در آغاز گفتم. از دست دادن مفهوم زمان. هیچ شتابی برای انجام کاری ندارم.کار ها هر موقع انجام شود, همان موقع خوب است. این زمان(با فشردگی اش) قبل از شروع ایام تعطیلات نوروز مرا از پای در آورده بود.. این اواخر فکر می کردم که در حال مردنم. جلسات متوالی انجمن مطالعات برنامه درسی ایران که البته یک خط در میان رفتم. داوری پایان نامه ارشد در دانشگاه تربیت مدرس که در عالم رفاقت به من تحمیل شد. در عالم رفاقت مجبور شدم یک شنبه آخر سال صبح زود به فرودگاه بروم که روانه اهواز شوم و رساله دکتری را در <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>دانشگاه شهید چمران داوری کنم و شب دیر وقت به تهران برگردم. صبح دوشنبه بدو بدو به دنبال تکمیل کار تحقیقاتی بودم که باید تا پایان سال می دادم که مبادا پول اندکش از دست برود و من شرمنده همکاران طرح شوم. صبح همان روز در جلسه انجمن مطالعات برنامه درسی شرکت کردم. آخر شب تا دیر وقت