| وبلاگ | پيوند ها |
| مدرسه,دانشگاه, اجتماع |
مترجم روز دوم و سوم (آی نورا) که آموزشگر زبان روسی است, انگلیسی را در قرقیزستان آموخته است و تسلط او کاملا مشهود و معلوم است و به صورت زیبایی همزمان ترجمه می کند. هوای بیشکک در این فصل کمی سرد است. سرمای پاییزی با درختان زیبا و کوهستان پر برف همنشینی با طبیعت را تداعی می کند.
در بین راه با یکی از دوستان به دنبال صحبت صبح در باره تصور پداگوژیک در باره فناوری صحبت می کردم. او می گفت که استاد یکی از دانشگاههای معروف کشور به او گفته است که ما بهترین استادان گروه خود را برای درس های مقدماتی و اصلی به دانشجویان برگزیده ایم و از بهترین فناوری ها برای تدریس استفاده می کنیم و منظور او از فناوری هم ویدئو پروژکشن آخرین مدل بوده است . یعنی فکر کرده است که با بزرگتر کردن تخته سیاه , یادگیری را بهبود بخشیده است. بحث این بود که اغلب افراد نگاه پداگوژیک به تعلیم و تربیت ندارند. این در آخرین ارائه ای که معلمان مجتمع الیم در بیشکک داشتند, کاملا مشهود بود. آن ها فکر می کردند که با به کار گرفتن پاورپوینت در کلاسشان فناوری اطلاعات را در برنامه درسی وارد کرده اند و استدلال می کردند که با این کار انگیزه ی بچه ها افزایش یافته است در حالی که به احتمال زیاد, علت افزایش انگیزه, تازگی ابزاری است که آن ها به کار گرفته اند و نه ماهیت ذاتی این ابزار در افزایش انگیزه.
در اولین روز کنفرانس من یک ارائه داشتم و در باره تلفیق فناوری اطلاعات در برنامه درسی صحبت کرده ام. آقای مهندس امانی هم ارائه بسیار جالبی در باره وضعیت فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش ایران ارائه کرد که سخت مورد توجه قرار گرفت و من احساس کردم که قرقیز ها احساس عقب افتادگی در مقایسه با ما می کردند که این در صحبت هایشان کاملا مشهود بود. بعد از ظهر پس از پایان کار به تماشای شهر رفتیم. شام را هم در یکی از رستورانهای ترک خوردیم. با خستگی بسیار به هتل برگشتیم و آن قدر خسته بودم که پس از چند ماه تا ساعت شش و بیست دقیقه صبح خوابیدم. بیدار که شدم, پرده را که کنار زدم هوا هنوز بسیار تاریک بود و صدایی به گوش نمی رسید. صبح روز دوم به مدرسه الیم رفتیم. کار را مطابق قرار قبلی در کارگاه بسیار مجهز مجتمع شروع کردیم. در حین کار متوجه شدم که برخی از افراد ای میل ندارند و کمی کار مشکل شد. من کار عملی را توضیح می دادم و مترجم روسی که بسیار با استعداد بود به بقیه یاد می داد. چون دیدم وقت زیادی گرفته می شود. به هر یک از افرادی که یادگرفته بودند گفتم که به فرد دیگری یاد بدهند. کار به این ترتیب خوب پیش رفت و شرکت کنندگان در کارگاه بسیار راضی بودند. بعد از صحبت من معلم تاریخ مدرسه آمد و در مورد استفاده از پاورپوینت در درس تاریخ توضیحاتی داد. همچنین نمونه هایی از پاورپوینت های بچه ها را که زیبا هم بودند نشان داد. معلم تاریخ تاکید داشت که به دلیل مشکل بودن درس تاریخ و نیز فقدان تصاویر در این کتابها که بعدا نمونه های آن را هم نشان داد. این کار در افزایش انگیزه بچه ها تاثیر زیادی داشته است. در میان بحث هایش از فیلسوف معروف قرقیزی م محمود کاشغری نام برد که یکی از پاورپوینت ها در باره او بود. البته در بحث پس از ارائه معلم تاریخ که بسیار زیبا انجام شد به رستوران مدرسه رفتیم و از غذا های بسیار خوشمزه آن جا خوردیم. پس از آن برای دیدن مجتمع با معاون آن راه افتادیم. مجتمع از بلوک هایی تشکیل شده است که همه به یکدیگر راه دارند و بسیار جالب ساخته شده است. البته ساختمان آن کهنه است, ولی داخل ساختمان که می شوید در کلاس ها غنای مواد آموزشی شما را جلب می کند. هر کلاسی مخصوص یک درس بود و پر از کتاب و تصویر و مواد آموزشی دیگر. به مهد کودک و کودکستان آن جا رفتیم. در مهد کودک بچه ها خواب بودند. معلم بچه ها در مورد کارهایش که معطوف به نوآوری بود, توضیح داد. مترجم ما از مهد کودک های مدرن دوره روسیه یاد می کرد و آموزش سطح بالای روسیه و دوست همراه من, برایم توضیح داد که در شوروی , چون به نهاد خانواده اعتقادی نداشتند, تمام آموزش ها را متمرکز در مدرسه کرده بودند. در کلاس اول دبستان در کنار نیمکت ها ,فضای قابل توجهی بود. از معلم علت آن را پرسیدیم. گفت که علت, آن است که بچه ها همیشه پشت نیمکت نمی نشینند و این فضای خالی برای نشستن بر روی زمین و کار گروهی است. نزدیک به دو ساعت بازدید ما طول کشید. ساعت چهار به همراه مترجم و مسئول دفتر ملی یونسکو به اطراف شهر رفتیم. نزدیک کوه بودیم و خنکای کوهستان, من را می نواخت و آرامش می داد و مترجم ما را دچار لرزش کرده بود. شب ما را به شام دعوت کردند. باز ترجیع بند مکرر کباب و دوغ و ...برخی از واژه های ما و قرقیز ها مشترک است مانند شکر, چای شوربا و ... بسیاری از واژه های آن ها نیز با عربها و بیشتر با ترکها مشترک است مانند اوزوم به معنای انگور. شام که تمام شد فاصله ی کوتاه رستوران و هتل را پیاده آمدیم. و من با خوشی تجربه های جدید به هتل بازگشتم.
چهار شنبه اولین ارائه به عهده من بود. در مورد الگوهای مختلف آموزش مجازی صحبت کردم. البته بعدا متوجه شدم که این ها در این باره چیزی نمی دانند, لذا بحث ها به کانون دیگری منتقل کردم و در مورد ابزار های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات که می توان در آموزش از راه دور از آن ها استفاده کرد, سخن گفتم, ابزار های وبلاگ, ویکی و پادکست. پس از من مهندس امانی بحث چالش برانگیزی را با آن ها در مورد آموزش از راه دور شروع کرد که نزدیک به یک ساعت و اندی طول کشید و مدیر خانم مدرسه از این بحث خیلی ناراحت شد و با حرارت و گرمای فراوان به دفاع از روش های مدرسه پرداخت. یاد بسیاری از خانم های مدیر مدرسه ایران افتادم که زندگی خود را وقف مدرسه کرده اند.
بعد از این بحث ها یکی از متخصصان خانم مدرسه (البته بهتر است صفت خانم را حذف کنم چون همه خانم اند و اصلا مردی در این مدرسه مختلط به جز چند تکنیسین فنی مدرسه من ندیدم) در باره پرتال مدول که یونسکو به آن ها داده است صحبت کرد و نیم ساعتی در باره آن که حدود 4 سال پیش یکی از دوستان به من معرفی کرده بود, صحبت کرد. پس از صرف ناهار در اتاق کامپیوتر به مدت دو ساعت پای صحبت های معلمانی که پاوپوینت های شاگردانشان را نشان می دادند, نشستیم. در عین این که کارشان برای من تکرار کارهای بیهوده برخی از معلمان ایرانی بود ولی به احترام علاقه و شوقی که در آن ها می دیدم به دقت همه آن ها را نگاه کردم. پس از دو ساعت کم کم به پایان کارگاه نزدیک شدیم. مراسم اختتامیه با گرفتن عکس یادگاری و تشکر مدیر مدرسه از ما و سخنرانی مسئول دفتر ملی یونسکو در قرقیزستان شروع شد و نماینده دفتر منطقه ای آیسسکو هم به معرفی آیسسکو پرداخت. سپس از ما تقدیر و تشکر کردند و به رسم تشکر سه کلاه قرقیزی بر سرما گذاشتند و با آن عکس یادگاری دسته جمعی گرفتیم. پس از آن به سالن آمدیم تا در مراسم ضیافت(banquet) آن ها شرکت کنیم. این مراسم نزدیک به یک ساعت و نیم طول کشید و گفت و گو هایی بین ما و مدیر و معلمان انجام شد. مدیر مدرسه می گفت که در قرقیزستان برخی از مدارس با گرایش خاص وجود دارند. مثلا در مدرسه ای فقط زبان انگلیسی از همان آغاز دوره ابتدایی درس داده می شود و این رشته افراد است. یا در برخی دبیرستان ها از آغاز دوره , رشته کامپیوتر تدریس می شود.
نوشته شده توسط admin در ساعت November 7, 2008 3:57 PM
|
درباره :: پروژه ها :: وبلاگ :: پايان نامه ها :: پيوند ها :: آثار :: سخنراني ها |
|
Copyright © 2005 Dr. Mohammad Attaran, |