| وبلاگ | پيوند ها |
| مدرسه,دانشگاه, اجتماع |
مقدمه:
موضوع مورد بحث در واقع راجع به کلاس روش تدریس علوم تجربی است که در طول یک ترم گذراندیم و علت انتخاب این کلاس هم این است که بنده فکر می کنم که کلاس مورد نظر به کلی با دیگر کلاسهایی که تا به حال داشته ایم متفاوت بوده و دانشجویان با موضوعات و روشهای غیره منتظره ای برخورد می کردند که بعضا خیلی ها فکر می کردند که این کارها در شان دانشجوی ترم 6 دوره کارشناسی نمیباشد. به همین منظور این کلاس و شیوه های تدریس که تا به حال در آن به کار گرفته شده است را مورد بررسی قرار داده و تاثیراتی را که بر روی دانشجویان داشته و اینکه یادگیری دانشجویان از روشهای به کار گرفته شده چقدر با آن نتیجه خواستن:استاد مربوط،درس نزدیک است:موضوع مورد بحث ما در این مقاله می باشد و در نهایت هم پیشنهاداتی از این منظور برای بهتر شدن کلاس های آتی این واحد درس میباشد.
در این بررسی سعی در آن است که ابتدا به معرفی اهم کارهایی را که در طی ترم تحصیلی در کلاس روش تدریس علوم تجربی داشتیم،بپردازیم و در این حین نیز اشاره ای به اینکه هدف استاد از خواستن این کارها،و همچنین برداشت دانشجویان از کارهایی که انجام می دادند و اینکه چه تغییراتی در آنها ایجاد می کرد و سرانجام هم به این موضوع که آیا هدف کسب شده با هدف قصد شده استاد مربوط نزدیک بوده است یا خیر،خواهیم پرداخت. حال به شرح جلسات مهم این کلاس با باز خوردهای آن می پردازیم.
جلسه اول: این جلسه همانند سایر جلسات شروع ترم جلسه معارفه بود که استاد کارهایی را که در طول ترم از دانشجو می خواست را شرح می داد با این تفاوت که استاد مربوط این واحد درسی طرح درس سالانه خود را که در طول ترم به آن می پرداخت را به ما عرضه کرد و سپس کمی از کلاس گفت و اینکه باید در این کلاس گروه بندی صورت گیرد و بچه ها به صورت گروهی کار کنند. و در این جلسه تاکید بر این بود که کلاس به دو بخش عملی و تئوری تقسیم می شود. و در این جلسه طبق طرح درس کمی از آموزش تمیز صحبت کردند.
جلسه دوم:شروع جلسه همراه با یک سوال بود که استاد خواستند تا دانشجویان گروه خود را تشکیل داده و راجع به تفاوت عینک و آینه به بحث بنشینند و این اولین گام عملی بود. و بعد از بحث استاد تعدادی مجلات رشد آموزش ابتدایی را به گروه ها دادند و خواستند تا در این مجلات مقالاتی را که راجع به آموزش علوم است را گروه ها یادداشت کنند و به استاد تحویل دهند.
جلسه سوم: با شروع کلاس استاد نظرات بچه ها در مورد تفاوت عینک و آینه جویا شد و سپس قصه خود را از مطرح کردن این سوال گفت که به منظور اینکه در روش تدریس هم ببینم معلمی که مثل عینک به دانش آموزان نگاه می کند چگونه تدریس می کند و یا بالعکس. و البته این موضوع هم سوال دوم بود که باز هم در کلاس مورد بحث گروهی قرار گرفت. نکته ای که در اینجا با ید ذکر گردد این است که در این سه جلسه مطرح شده دانشجویان عملا درگیر بحث بودن و بخش تئوری کلاس مستلزم توضیح بیشتر استاد بود وجود نداشت.
جلسه چهارم:آموزش درست کردن وبلاگ به دانشجویان بود که البته در این جلسه کلاس را به دو قسمت تقسیم کردند و نصف آن برای آموزش وبلاگ و نصف دیگر در کلاس برای بحث گروهی حضور داشتند،البته در این جا هم نقدی که هست این است مه آن بحث که در کلاس بود را به آن نصف دیگر که برای آموزش وبلاگ رفتند ارائه نشد و فکر میکنم خود استاد هم به این نتیجه رسید که تقسیم کلاس به دو گروه کار درستی نبود چنانچه در جلسه بعد هم همان کلاس را به سایت برای درست کردن وبلاگ بردند عین یک گروه کار تکراری انجام دادند. و بعد از اینکه کار آموزش درست کردن وبلاگ به اتمام رسید ایشان از دانشجویان خواستند تا من بعد کارهای عملی خود را در وبلاگ یادداشت کنند. تقریبا دانشجویان از این جلسه راضی بودند چرا که احساس می کردند که به یک امر مهم آن هم داشتن پوشه ای در اینترنت دست یافته بودند و در اینجا بود که دیدهای منفی نسبت به نحوه آموزش در این کلاس بود کمی تغییر پیدا کرد. اما در عین حال هیچکدام از قصد استاد نسبت به اقدام این کار اطلاعاتی خبر نداشتیم و فقط از اینکه به چیز نوعی دست پیدا کرده بودیم راضی بودیم.
جلسه پنجم:البته این جلسه به بعد از ایام نوروز افتاد چرا که به علت یک تعطیلی که فکر میکنم شهادت امام رضا ((علیه السلام)) بود کلاس دیگری در ایام قبل از عید تشکیل نشد و موکول شد به ایم بعد از عید.این جلسه فکر می کنم استاد به اجرای طرح عملی تدریس علوم توسط دانشجویان پرداخت بطوریکه بعد از تشکیل گروهها از آنان خواست که یکی از حواس را انتخاب کرده و برای تدریس در کلاس درس هدف رفتاری،نحوه تدریس و ارزشیابی از آن را بنویسند و بعد از اتمام هم آن را در وبلاگ ثبت کنند.همانطور که ذکر شد درگیر کردن عملی دانشجویان با مباحث بود. و بنده فکر میکنم تا به این لحظه از مهارتهایی که انتظار می رفت که دانشجویان فراگیرند براساس طرح استاد همان کسب مهارت عملی در آموزش علوم بود،چنانچه در جلسات بعدی هم این امر نمود پیدا کرد. البته در این جلسه از دانشجویان خواسته شد کتاب کار آموزش علوم تجربی را تهیه کرده و به کلاس بیاورند.
در این جلسه وقتی که کلاس تشکیل شد استاد گله ای داشتند که کارهای خواسته شده را انجام نمیدهید و البته دانشجویان کتابی را که در جلسه پیش خواسته شده بود را تهیه نکرده بودند. و استاد گفت دیگر نمی شود راجع به چیزی صحبت کنیم و بعد تصمیم گرفتند که دانشجویان را با طرح سوالی به ارائه راه کار برای تدریس علوم بپردازند و سوال این بود که با انتخاب یک موضوع بیان نمایید چگونه اهداف،فعالیت یادگیری و نحوه تدریس، را بکار می گیرید که منجر به یادگیری خود دانش آموز توسط دانش آموز می شود و سپس گروهها تشکیل شدند برای جواب دادن به سوال. سوالی که فکر میکنم مربوط به ویژگی معلم که به روش ساختن گرایی کار می کند بود و باز هم بدون توضیح دانشجویان درگیر مباحث علمی شدند. همانطور که در ابتدای بحث مطرح شد کلاس تئوری وجود نداشت و مباحث تمام مربوط به درگیری دانشجویان به صورت گروهی بود. و استاد خواست اینبار کار را حضوری تحویل دهد. و سپس گروهها تشکیل شدند و به ارائه راه حل و موضوع برای تدریس پرداختند. نکته ای که در اینجا باید ذکر شود که به طور واقعی و تفسیری هیچکدام از بچه ها راجع به روش ساختن گرایی اطلاعات کاملی نداشتند در حالی که از آنها خواسته شده بود به روش ساختن گرایی تدریس کنند.
جلسه هفتم: استاد دانشجویان را به محوطه دانشگاه بردند و از هر گروه خواستند به مشاهده دانشکده ها و مقایسه آن با دانشکده علوم تربیتی بپردازند و اطلاعات جمع آوری شده را به ایمیل استاد سند کنند. این کار به منظور تقویت مشاهده دانشجویان صورت گرفت و اینکه در امر علوم یک مهارت مفید است و جلسه بعد هم به همین روش مشاهده پرداخته شد البته با موضوعات مختلف که یکی را مانند اولی در محوطه دانشگاه بچه به مشاهده محیط اطراف مثل درختان و عوامل آلوده کننده محیط زیست دانشگاه بود و جلسه بعد هم فکر کنم که به منظور افزایش میزان مشاهده بود که ابتدا از بچه ها خواسته شد که شکل مورچه را نقاشی کنند و سپس به کلاس آورده و با مشاهده آن خواستند که دوباره مشاهده کنند. در طی این جلسه بچه ها علی الخصوص دانشجویان معتقد بودند که دارند کار سرگرم کننده ای را انجام می دهند که هیچ کمکی به بهبود یادگیری آنان یا افزایش اطلاعات آنان در مورد روش تدریس علوم کمک نمی کند.البته هرچند که مشاهده از ابزار آموزش علوم و یکی از مهارتهای خاص آن است. اما سوال اینجاست که برای آموزش من مشاهده برای دانشجوی ترم 6 دوره به شیوه ای که عرض شد کار مفیدی بوده یا خیر؟با توجه به اینکه دانشجویان در کارورزی که با هدف خاص انجام میگرفت به مشاهده کار معلمان نیز می پرداختند؟در جلسات بعدی هم که جلسات پایانی محسوب می شد و فکر می کنم که حدود دو جلسه بود و در یک جلسه استاد سه سوال را مطرح ساختند و از هریک از گروه ها خواسته شد تا به یکی از این 3 سوال پاسخ دهند که یکی مربوط به آزار بچه ای که مکان انفجار بمب را می دانست و دیگری راجع به مردی که دست به دزدی برای نجات همسر خود می زند را و سوم تفاوت موجود میان زن و مرد بود که بچه ها باید این تفاوتها را از نگاه خود تشریح می کردند. البته من هیچگاه متوجه منظور استاد از مطرح کردن این سوالات و ارتباط آنها با درس روش تدریس علوم نشدم چرا که خود استاد هم به توضیح مطلب ارائه شده نپرداختند یا لااقل وقت به توضیح پیدا نکردند. و جلسه آخر هم که به علت جلسه عقب افتاده کلاس فوق العاده خارج از وقت معمول تشکیل شده بود به سایت رفته و آموزش و تدریس را به وسیله استفاده از نرم افزار پاورپوینت در دستور کار قرار داشت که قرار شد که دانشجویان تدریس با پاورپوینت تهیه کنند و به استاد ایمیل کنند و در حین کارها به دلیل تشکیل کلاس دیگر کار به اتمام رسید و آخرین جلسه ای بود که ما در مورد چیزی آموزش می دیدیم. و در جلسه آخری هم که تقریبا با نیمی از اعضای کلاس تشکیل شد استاد به تشریح کارها که در طول ترم پرداختیم،پرداخت و پس از آن به گروه های موجود گفت که با توجه به مجلاتی که در طول ترم به گروه ها داده شد هر گروه با مشارکت هم سه سوال را طرح کنند و به استاد ارائه دهند. و این پایان یک ترم کلاس درس روش تدریس علوم تجربی بود.
((تحلیل))
باشد که این نوشتار مورد سمع و نظر خوانندگان قرارگیرد و بتوانند از آن در جهت بهبود کلاسهای تدریس خود استفاده نمایند.
نوشته شده توسط admin در ساعت July 8, 2008 6:10 AM
|
درباره :: پروژه ها :: وبلاگ :: پايان نامه ها :: پيوند ها :: آثار :: سخنراني ها |
|
Copyright © 2005 Dr. Mohammad Attaran, |