| وبلاگ | پيوند ها |
| مدرسه,دانشگاه, اجتماع |
این داستان دفاعیه هم ماجرای جالبی است. در برخی از کشور ها جلسه دفاعیه ای وجود ندارد. در استرالیا در اغلب دانشگاه ها , پس از این که رساله دکتری به پایان رسید, رساله برای دو داور که معمولا خارج از قاره هستند فرستاده می شود و نتیجه آن پس از چند ماه اعلام می شود که معمولا نیاز به اصلاحات اعلام می شود و سپس دانشجو زیر نظر استاد راهنما اصلاحات را به عمل می آورد. در برخی از دانشگاه های انگلستان جلسه دفاعیه دکتری بدون حضور دانشجویان دیگر انجام می شود و در جلسه دفاعیه هیچ یک از اعضای تیم راهنما حق دفاع از دانشجو را ندارد و اگر این کار انجام شود, امتیاز منفی برای دانشجو محسوب می شود. در ایران جلسه دفاعیه اهمیت خاصی دارد و در برخی از دانشگاه ها با تشریفات خاصی برگزار می شود. در جلسات دفاعیه دانشگاه شیراز که برای داوری چند بار رفته ام. مراسم با قرآن و سرود ملی کشور شروع می شود و تشریفات خاصی دارد و در پایان دانشجو سوگند نامه ای را می خواند و در انتها, هیات داوران را به مهمانی ناهار دعوت می کند. در برخی از دانشگاه ها روز دفاعیه ثابت است. مثلا در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران , چهار شنبه ها جلسه دفاعیه و جلسات سمینار دانشجویان است و همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی موظفند در جلسه های دفاعیه و سمینار شرکت کنند. در برخی از این دانشگاه ها استادان بیشتر دفاع می کنند و دانشجو کمتر حرف می زند. در یکی از دانشگاه هایی که چهار بار برای داوری رفتم اصلا دانشجو فرصت دفاع پیدا نمی کرد و من به آن ها تذکر دادم که قرار است دانشجو دفاع کند و یا استاد راهنما.
به هر روی جلسه دفاعیه آقای سراجی روز یک شنبه در تهران برگزار شد. داوران رساله آقای دکتر جلالی از دانشگاه علم و صنعت, آقای دکتر موسی پور از دانشگاه شهید باهنر و آقای دکتر کیامنش از دانشگاه تربیت معلم بودند. آغاز جلسه برای من که همراهی زیادی در این رساله کرده بودم و انتظار داشتم که جلسه دفاعیه خوبی داشته باشیم بسیار ناراحت کننده بود. دستگاه ویدئو پروژکشن خراب بود و در آن ساعت هم کسی نبود که آن را درست کند. بلندگو قطع شده بود و دانشجو مجبور بود بلند صحبت کند. آقای دکتر جلالی نکته های خوبی گفت و قبل از دفاع هم از دانشجو خواسته بود که نزد او بیاید و در مورد رساله اش با او صحبت کند. تعامل اصحاب علوم انسانی با اصحاب مهندسی در حوزه فناوری اطلاعات, ثمر نیکی دارد که من فراوان از آن بهره مند شده ام. چالش های جدی در جلسه ایجاد شد که حدود 3 ساعت طول کشید. من به ناچار مجبور شدم در پاره ای از موارد با این که مایل نبودم وارد بحث شوم به میانه گفت و گو وارد شوم و پاره ای موارد را متذکر شوم. به هر روی حکایتی دیگر برای من به پایان رسید. حکایتی که شاید دوست نداشتم به این زودی به پایان برسد. با آقای سراجی در چهار همایش مشترک شرکت کردیم و مقاله دادیم. همایش کویت, اهواز, زاهدان, تهران و قرار بود که با یکدیگر در همایش دیگری در آبان ماه در دانشگاه گوتنبرگ سوئد شرکت کنیم. کتابی را نیز ترجمه کرده که کتاب جالبی است و انشاء الله منتشر خواهد شد. به هر روی برای او آرزوی موفقیت می کنم. او که از تدریس در مدارس چند پایه روستا های هشترود شروع کرد و در تمام مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش تدریس کرد و بزودی به صورت رسمی در دانشگاه مشغول خواهد شد. لذت یادگیری مداوم را برای او آرزومندم.
نوشته شده توسط admin در ساعت June 3, 2008 2:40 PM
|
درباره :: پروژه ها :: وبلاگ :: پايان نامه ها :: پيوند ها :: آثار :: سخنراني ها |
|
Copyright © 2005 Dr. Mohammad Attaran, |