| وبلاگ | پيوند ها |
| مدرسه,دانشگاه, اجتماع |
این روزها سرعت اینترنت در دانشکده چند برابر شده است و من که حوصله اینترنت لاکپشتی خانه را ندارم. اکثر کارهای جست و جو و پژوهش را در دانشکده انجام می دهم. در اتاقی که من هستم میز 4 استاد دیگر هست که چون اکثرا هیچ کدام نمی آیند, چندان اذیت نمی شوم و اکثر اوقات در اتاقم هستم. فقط روزهای چهار شنبه دو نفر از همکاران می آیند که یک نفر آن ها استاد باز نشسته است و دیگری همکار نسبتا تازه ما. دیروز از صبح همکار پیشکسوت ما که در دانشگاه آزاد شاغل است با دانشجویان این دانشگاه جلسه داشت و من با این که سر و صدا مزاحم کارم بود مشغول دانلود کردن سخنرانی های علمی بودم, چون بعد از دو هفته بستن سایت های مربوط به دانلود نمی دانم چه شده بود که دو باره این سایت ها را باز کرده بودند و من موفق به پیاده کردن چند سخنرانی مربوط به موضوع کارم شدم. در این بین دانشجویی آمده بود که در مراحل پایان کار خود است و در مورد استخراج نتایج کار خود سوال کرد. من هم از بودن همکاران استفاده کردم و مسئله را با آن ها مطرح کردم و گفت و گوی خوبی در گرفت. شاید از موارد نادری بود که ما با این دوستان بحث علمی داشتیم در سالیان بلندی که در دانشگاه هستم, کمتر به خاطر دارم که جلسه گفت و گوی علمی با همکاران داشته باشیم. استادان دانشگاه چون جزایری پراکنده هستند که بر اریکه قدرتی که روابط میان استاد و دانشجو فراهم می کند نشسته و لذت خویش را می برند.(در این باره به بحث های بوردیو جامعه شناس فرانسوی مراجعه کنید). ظهر به خانه آمدم و سه ساعت پشت سر هم کار کردم تا گزارشی را برای بحث و ارائه در جلسه ساعت چهار در دانشگاه تربیت مدرس آماده کنم. طرحی پژوهشی را دکتر مهر محمدی در باره نحوه آموزش علوم انسانی در دانشگاه ها راهبری می کند که پاره های این تحقیق به افراد مختلف سپرده شده است. دکتر باقری(دانشگاه تهران), دکتر فاضلی(دانشگاه علامه طباطبایی), دکتر وداد(دانشگاه تبریز), دکتر فراستخواه(موسسه برنامه ریزی و پژوهش در آموزش عالی), دکتر موسی پور(دانشگاه شهید باهنر) ودکتر حاتمی(دانشگاه تبریز), دکتر فراستخواه و من گزارش خود را ارائه کردیم و بحث داغی در گرفت که برای من بسیار جالب بود. این جلسه از همان مواردی است که باید در میان جامعه علمی متخصصان فراهم آید. در پژوهش دیگری هم که با دکتر مهر محمدی داشتیم, ایشان همین رویه درست و مناسب را پی می گرفتند و تحقیق را بین اشخاص مختلف به حسب تخصص هایشان تقسیم می کردند و و بعد در جلساتی محققان و ناظران تحقیق شرکت می کردند و بحث های خوبی در می گرفت. جای این کار در دانشگاه خالی است. چند هفته ای است که با برخی از دوستان تصمیم گرفته ایم که هر هفته جلسه ای داشته باشیم و در باره موضوعات علمی مربوط به گروه آموزشی بحث کنیم, ولی متاسفانه هنوز این جلسه قوام لازم را نگرفته است. شب که به خانه برگشتم ساعت ده شب کسی زنگ زد و من را در حالی که خواب و بیدار بودم, از جا پراند. گفت که کنفرانسی در سوئد برگزار می شود و از من می خواست که چکیده مقاله ای در این زمینه تا جمعه به او بدهم. نشانی کنفرانس و سایت آن را هم نداد و اصرار داشت که برای خود او بفرستم. این تلفن نابهنگام تا دو ساعت مرا که خسته بودم و از ساعت پنج صبح درگیر مطالعه و جلسه بودم بیدار نگهداشت در حالی که حوصله هیچ کاری را نداشتم و آرزومند لحظه هایی آرامتر و امن تر که سخن حافظ را خواندم
ای حافظ از مراد میسر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش
نوشته شده توسط admin در ساعت February 14, 2008 8:29 AM
|
درباره :: پروژه ها :: وبلاگ :: پايان نامه ها :: پيوند ها :: آثار :: سخنراني ها |
|
Copyright © 2005 Dr. Mohammad Attaran, |