وبلاگ پيوند ها   

سخنراني ها    

آثار      

درباره      

عكس ها       

خانه       

مدرسه,دانشگاه, اجتماع

February 2, 2008
تجربه زیسته وبلاگ نویسی
قراربود که در نشریه مدرسه فردا از معلمانی که تجربه وبلاگ نویسی دارند, بخواهیم که برای ما تحت عنوان "از روزی که وبلاگ می نویسم.." تجربه های زیسته خود را بگویند.

  خود من هم بنا بر آن شد که تجربه های خود را بنویسم و با بازخوانی شش سالی که وبلاگ دارم به جمع بندی تجربه هایم بپردازم. از همان موقع که نسبت به این موضوع حساس شدم. اتفاقات جالبی افتاد. از آن جمله:

  • دو هفته پیش, دوست همکاری به من گفت که چرا یادداشت های روز سه شنبه ات را ننوشتی تا بدانیم جه کار می کنی.
  • هفته پیش یکی از دوستان قدیمی من که سالهاست در قاره استرالیا زندگی می کند و اخیرا با وبلاگ من آشنا شده است, نوشته بود, وقتی که وبلاگ تو را می خوانم مثل این است که با تو حرف می زنم".
  •  پنج شنبه هفته گذشته که به دعوت دکتر مهر محمدی به مناسبت سفر حج او به صرف شام دعوت شده بودم, یکی از همکاران آموزش و پرورش را دیدم و به او گفتم " مشتاق دیدار" به من گفت با این که شما را مدتی است ندیده ام , دلم برایتان تنگ نشده است, چون وبلاگ شما را می خوانم.
  •  چهار شنبه مقاله سوسن شریعتی را می خواندم,  تحت عنوان "حریم ها می شکنند" به تحلیل تمایل افراد به دانستن پنهانی های دیگران پرداخته بود. ضمن آن در باره وبلاگ نویسان نوشته بود"تکنولوژی جدید کمک می کند که من اندرونی خود را تبدیل به سوژه عمومی کنم و به تعبیر جامعه شناسان " بدن انسان تبدیل به بدنه اجتماعی می شود"
  • سوسن شریعتی معتقد است که وسایل مدرن ارتباط جمعی, از وب کم هایی که بر روی رایانه های خانگی نصب می شود تا توسط اینترنت , زندگی شخصی من در معرض دیدبینندگان مجازی قرار گیرد... تا مجلات زرد مثلا با 18مثلیون خوانده در سال 2005 یا وبلاگ های شخصی که طی آن خود را با دیگری در میان می گذاری  .. همگی نشان از این میل و کشش تعمیم یافته به دیدن و دیده شدن دارد
  • اکنون دارم به کاوش در تجربه های خود می پردازم تا ببینم چنین است. شما هم تجربه ای مشابه دارید؟

نوشته شده توسط admin در ساعت February 2, 2008 5:23 PM


نظرخواهی

با سلام يكي از دوستان من سرگروه زبان انگليسي آموزش و پرورش استان اذربايجان شرقي است. او بارها به عنوان معلم نمونه استاني و كشوري در روش هاي تدريس شناخته شده و وبلاگ خوبي دارد. مي توان از ايشان هم خواست تا تجارب وبلاگي خود را كه مرتبط با آموزش نيز است، ذكر كند.

نوشته شده توسط: سراجي در ساعت February 3, 2008 11:39 AM
سالها پيش يكي از استادان دانشگاه جان هاپكينز دانشجويان خود را مسئول انجام يك پروژه كرد و به آنها ماموريت داد كه به محله هاي فقيرنشين وپايين شهربروندو200پسربچه بين سنين12تا16سال را انتخاب كنند ودرموردگذشته ومحيط خانوادگي آنها تحقيق نمايند ودر نهايت پيش بيني كنند كه وضع آنهادرآينده چگونه خواهدشد؟دانشجويان بعداز بررسي آمارهاي بدست آمده با صحبت ومشاوره با پسربچه ها به اين نتيجه رسيدند كه90درصد از اين گروه در آينده مدت زماني را در زندان به سر خواهند برد.25سال بعد گروه ديگري از دانشجويان مامورشدند تا بسراغ همان گروه كه حالا براي خودشان مردي شده بودند بروند تا ببينند در چه وضعيتي هستند.دانشجويان توانستند 180نفراز گروه200نفري را پيداكنندولي دريافتند كه تنها 4تن ازآنان مدت زماني را درزندان گذرانده اند.چرا اين افرادي كه در محله هاي پر از جرم و جنايت زندگي كرده بودند، سوابق خوبي داشتند؟دربررسي گزارشات اين جمله دائم تكرار مي شد:معلمي داشتيم كه...آنها تحقيقات خود را ادامه دادند و ديدند كه در75درصدموارديك خانم معلم مطرح مي شود.دانشجويان به سراغ اين خانم معلم رفتند تاببينند چگونه او چنين تاثيري را برروي اين گروه از دانش آموزان گذاشته است؟آنها مي خواستند بدانند كه چرا آن پسر بچه ها هنوز معلم خود را به ياد مي آورند؟خانم معلم درجواب سوال دانشجويان گفت:نمي دانم! متحيرم و سپس درحالي كه به گذشته فكر مي كردزير لب با خود زمزمه ميكردمن آنها واقعا از صميم قلب دوست داشتم!به اميد انكه بالاترين مقام علمي در دانشگاها مقام معلمي باشد واستادان معلم تربيت نمايندومطمئن باشيد برترين تجربه ها متعلق به معلمان است. فكر جالبي است، موفق باشيد.

نوشته شده توسط: علي يوسفي-دانشجوي تحقيقات آموزشي در ساعت February 2, 2008 9:50 PM

نظر شما چيست؟




Remember Me?


ساير بخش ها

پست الکترونيک | RDF | XML

جستجو در سايت

نوشته‌هاي اخير
تاملی بر روش تدریس
اطلاع
معرفی یک مقاله
پایان یک حکایت
قطار زمان
ترجمه دانشجویی
عمومی گرایی و تخصص گرایی
آن چه آموختم
ماه کنفرانس: کویت, اهواز, تهران
لذت بی زمانی

لينك ها


آمار

درباره :: پروژه ها :: وبلاگ :: پايان نامه ها :: پيوند ها :: آثار :: سخنراني ها

Copyright © 2005 Dr. Mohammad Attaran,
 All rights reserved.