وبلاگ پيوند ها   

سخنراني ها    

آثار      

درباره      

عكس ها       

خانه       

مدرسه,دانشگاه, اجتماع

January 14, 2008
تفرج در کتاب ها و نوشتن شرح خوشی ها
روز های برفی را به خوبی در منزل می گذرانم,  البته گاهی هم برای ملاقات برای دانشجویان به دانشکده می روم. روز های خوبی به لطف خدا دارم و بعد از چند ماه خستگی و ملال دوباره دل به کتاب و مقاله سپرده ام. این روز ها کتاب ها و نشریات خوبی خوانده ام. نخست از نشریه وزین بخارا نقل کنم که شماره جديد آن به زبان شناسی اختصاص داشت و برای کسانی که در کار ترجمه اند , مقالات وزین و خوبی دارد. مصاحبه با دکتر باطنی را از دست ندهید که نکات خوبی دارد. در ضمن پرسش و پاسخ به نکات خوبی اشاره شده است, مثلا تحول معانی کلمات که مترجم باید به آن توجه کند. مثال دکتر باطنی کلمه شبستان است که در جامعه امروز ما به مکانی در مسجد اطلاق می شود و در سابق به حرمسرا گفته می شد. مقداری هم به بحث های ویرایش اشاره شده است, مثلا نگارش آنها یا آن ها که از جمله مشکلات ما در نشریه رشد مدرسه فرداست. اوایل به ما می گفتند که این ها را سر هم ننویسید. حال بعد از مدت ها که عادت به آن کرده ایم شیوه نامه فرهنگستان تغیر کرده است و ما مجددا باید به رسم پیشین  آن ها را سر هم بنویسیم. دکتر کورش صفوی نیز در مقاله ای به مشکل نشریات ISI  برای استادان از منظر جهانی سازی اشاره کرده است که دیدگاه جالبی است. در مقاله دیگری , با عنوان شوک فرهنگی و زبان درمانی – که من زمانی قربانی آن شدم- حکایت زیبایی آورده است به شرح زیر:" سه موش در سوراخي زندگی می کردند و یک روز تصمیمی می گیرند بروند پیاده روی, اما ناگهان صدای گربه ای آن ها را می ترساند و منصرف می شوند. بعد از مدتی یکی از آن ها گوش می دهد تا مطمئن شود گربه رفته است. دیگر صدایی به گوش نمی رسد, اما صداي پارس سگی شنیده می شود. به این تربیت خیال موشها راحت می شود و از سوراخشان بیرون می آیند. با کمال تعجب می بینند که گربه بیرون از سوراخ منتظرشان است و راه فراری ندارند. گربه هر سه آن ها را می خورد و با خوشحالي می گوید " چقدر خوب است که دو زبانه باشی".

به هر حال برای دانشجویان علوم تربیتی که کله خود را سر در کتاب های درسی نکرده اند و به فرهنگ هم می اندیشند و احیانا دست اندر کار ترجمه اند این شماره بخارا مانند بسیاری از شماره های پیشین خواندنی است.

ویژه نامه فصلنامه نوآوری های آموزشی نیز به سردبیری مهمان, دکتر محمود مهر محمدی منتشر شد. این شماره علاوه بر مقالات وزینی که دارد, مقاله ای از نوئل گاف را با عنوان"”crime fiction and educational inquiry: reading, writing, and intertextual play”  به زبان انگلیسی منتشر کرده است که نگاه تازه ای به روش تحقیق در حوزه تعلیم و تربیت است. در چکیده این مقاله آمده است: نوشتن روش اکتشاف است, روش درک خود و جهان. وقتی ما به نوشتن همچون روش می نگریم خود زبان مستعمل ر ا تجربه می کنیم, چگونه جهان را با کلمات به عرصه هستی می آوریم. ما جهان  را با واژه های دیگری بیان می کنیم صفحه کامپیوتر را پاک می کنیم, گنجينه واژگان را بازبینی می کنیم , پاراگرافی را تغییر مکان می دهیم. دوباره و دوباره. این جهان به زبان واژه در امده هرگز کاملا, دقیقا و به نحو کامل جهان را  در چنگ خود گرفتار نمی کند مع الوصف ما در تلاش خود مصریم. نوشتن روش کشف احترام و عزت است و سعی  و تلاش را تشویق می کند و آن را همچون نشانه معنی زبان تشخیص می دهد.

خواند این مقاله به دانشجویان دکتری که در حوزه پژوهش های برنامه درسی تلاش می کنند , توصیه می شود.

این ترم با سه دانشجوی کارشناسی ارشد پایان نامه دارم که کاملا خسته ام کرده اند. پایان نام شان را چند بار خوانده ام. از آن میان یکی از آن ها که انگیزه قوی برای کار خود داشت مرا مجبور کرد که تابستان چندین جلسه بیایم و وقت زیادی برا ی پایان نامه اش بگذارم که البته برایم کاملا خوشایند بود و علاقه او برای فهمیدن و دقت وی تحسین برانگیز بود ولی به یکباره گم شد و فعلا خبری از او نیست  تا کی بعد از چند ماه بر گردد. دو دانشجوی دیگر در ابتداییات کار مانده اند. استاد چسب و قیچی مطالب بی ربطند. پایان نامه ای که در ظرف یک هفته از 40 صفحه به 100 صفحه تبدیل می شود و هر جه که می خوانم ربط عبارات را با یکدیگر نمی فهمم . به دانشجو سفارش کردم که پایان نامه را با صدای بلند برای خود بخواند تا ببیند مطالب را چطور می فهمد یا به کس دیگری بدهد تا برایش بخواند و دانشجو ببیند چه مقدار از مطالب را می فهمد. اغتشاش , سر درگمی در مطالب حاکم است. ده بار تا بحال توضیح داده ام. بعد می بینم همان مطالبی که دفعات قبل گفته ام مراعات شود, به همان صورت سابق آمده است. زمانی دانشجوی دکتری به من می گفت. در مرحله ای از رساله شما باید  مثل معلم کلاس اول دست دانشجو را بگیرید و به او کمک کنید تا بنویسد. احساس می کنم کار از این حرف ها گذشته است و مثل این که باید همه مطالب را خودم بنویسم. از سرقت ادبی هم که چه بگویم. همه مطالب کپی است. محض رضای خدا یک کلمه تحلیل, یک کلمه استنتاج, یک کلمه به زبان خود. ما استادان قطعا مقصریم که دانشجویان خود را وادار به نوشتن نکرده ایم و خود نیز چیزی نمی نویسیم.

راستی فیلم بادبادک باز را هم که یکی از دوستان به من داده بود دیشب دیدم. کتاب را قبلا خوانده بودم و سخت مجذوب آن شده بودم. با این که فیلم جالب بود, ولی جذابیت کتاب را برای من نداشت. همایون ارشادی از هنرپیشگان اصلی فیلم بود و به خوبی نقش خود را اجرا کرده بود. در نهایت تمام بدبختی های سهراب (پسر حسن و برادر امیر) که نقش آفرینان اصلی فیلم اند در کنار سواحل آمریکا (سرزمین رویا های مردم جنوب)تبدیل به خوشبختی و پرواز در آسمان رویا ها می شود. مثل این که کمی سیاسی شد. برگردیم به عالم خودمان.

این روزه کمی بعد از ظهر ها می خوابم و شب ها تا دیر وقت بیدارم. در سکوت شب بهتر می شود خواند و نوشت تا آن قدر که سرم شروع به خم شدن بر روی کامپیوتر می کند و کم کم به رختخواب می روم تا صبح زود فردا و کار های شیرین خواندن و نوشتن و گفت و گو و بحث با دانشجویان شروع شود.

در ضمن دیشب به چهار نفر از نخبگان تعلیم و تربیت کشور ای میل زدم تا از آن ها برای ویژه نامه برنامه درسی و فاوا(فناوری اطلاعات و ارتباطات) ویژه نامه نشریه انجمن مظالعات برنامه درسی ایران مقاله درخواست کنم که خوشبختانه همه موافقت کردند. امید ورام این ویژه نامه به سرعت و در زمان مقرر خود آماده و مهیا شود

نوشته شده توسط admin در ساعت January 14, 2008 1:51 AM


نظرخواهی

سلام ... خسته نباشید استاد ...

نوشته شده توسط: کریمیان در ساعت January 26, 2008 1:55 AM

نظر شما چيست؟




Remember Me?


ساير بخش ها

پست الکترونيک | RDF | XML

جستجو در سايت

نوشته‌هاي اخير
تاملی بر روش تدریس
اطلاع
معرفی یک مقاله
پایان یک حکایت
قطار زمان
ترجمه دانشجویی
عمومی گرایی و تخصص گرایی
آن چه آموختم
ماه کنفرانس: کویت, اهواز, تهران
لذت بی زمانی

لينك ها


آمار

درباره :: پروژه ها :: وبلاگ :: پايان نامه ها :: پيوند ها :: آثار :: سخنراني ها

Copyright © 2005 Dr. Mohammad Attaran,
 All rights reserved.