| وبلاگ | پيوند ها |
| مدرسه,دانشگاه, اجتماع |
این هفته چون شنبه به مناسبت عید غدیر تعطیل بود لذا کلاس را دوشنبه واگذار کردیم
امروز دوشنبه با دعوت قبلی آقای طلایی دانشجوی دکتری دانشگاه آکسفورد به کلاس دکتری من آمد و در باره پژوهش خود برای دانشجویان دکتری صحبت کرد. بخش زیادی از صحبت او در باره تز دکتری اش بود. او در تز دکتری خود از داده های تحقیقی طولی استفاده می کند که اثر دوره پیش دبستانی را در کودکان از سن 3 سالگی تا 18 سالگی از نظر متغیر های مختلف می سنجد. افراد تحت پوشش تحقیق بیش از 4 هزار نفر بوده اند. او به طور خاص در مورد کاربرد کامپیوتر و نحوه استفاده آن در خانواده تحقیق می کند. تحقیق او نشان می دهد که استفاده از کامپیوتر تا حدی تاثیر در اموری مانند خواندن دارد و این طور نیست که هر چه استفاده از کامپیوتر افزایش یابد میزان اثر بخشی آن بیشتر خواهد بود. البته نتایج دیگری را هم او گزارش کرد که قرار است آن را به صورت مقاله ای برای فصلنامه انجمن مطالعات برنامه درسی ایران بفرستد.
در پایان گزارش خود آقای طلایی مقداری هم در باره تحصیل خود و نحوه تعامل با استاد راهنما صحبت کرد. او می گفت اوایل که به کلاس می رفتم. 20 دقیقه استاد صحبت می کرد و بعد مباحثه شروع می شد. من در آغاز صحبت نمی کردم , چون فکر می کردم حتما باید در باره موضوع مطالعه کرده باشم یا این که تدریس یعنی این که کتابی را استاد معرفی کند و ما آن را بازگویی کنیم. بعد ها فهمیدم که نه این طور نیست و من باید در بحث شرکت کنم و نظر خود را بگویم.
در تعامل با استاد هم اوایل دو هفته یک بار جلسه داشتیم و تصور من این بود که باید استادم مرا راهنمایی کند و سوالاتم را جواب دهد و یا بگوید که چه کتاب هایی را باید بخوانم. ولی چون استاد این توقع را برآورده نمی کرد. کم کم احساس غربت شدید کردم و دچار شوک فرهنگی شدم. او توصیه می کرد که اگر می خواهید تحصیلات تکمیلی را در انگلستان بگذرانید حتما از کارشناس ارشد شروع کنید تا تدریجا با فرهنگ آموزش این جا آشنا شوید. البته اشاره کرد که این فرهنگ مختص ما نیست و می گفت که من استاد راهنمایم را تغییر دادم و استاد دیگری را گرفتم و این موجب تعجب یکی از دانش آموختگان دکتری ایرانی که در ژاپن درس خوانده بود شد. چون او می گفت چنین چیزی در ژاپن امکان ندارد و یا نحوه خطاب کردن استاد که در انگلستان کاملا با ایران و ژاپن متفاوت است.
او اشاره کرد که بچه هایی که تازه دکتری گرفته اند گروه پژوهشی تشکیل می دهند. استاد مشاور او گروه پژوهشی دارد که دانشجویان هر هفته چهار شنبه در آن شرکت می کنند. آخرین داده ها در آن ارائه می شود. و خیلی بد است که کسی در آن دیده نشود. او می گفت که در دوره دکتری اصلا پاره وقت بودن معنی ندارد و من به یاد آوردم که در جلسات قبل با دانشجویی بحث داشتم چون هر موقع قرار است که کلاس فوق العاده ای بگذاریم می گوید کلاس را بعد از ساعت چهار و نیم بگذارید و من مانده ام که به او چه بگویم. دانشجویی که اصلا وقت سر خاراندن ندارد و کلاس دکتری دو روز از وقت او را می گیرد و بیش تر از آن برایش مشقت بار است.
نوشته شده توسط admin در ساعت December 31, 2007 8:40 PM
|
درباره :: پروژه ها :: وبلاگ :: پايان نامه ها :: پيوند ها :: آثار :: سخنراني ها |
|
Copyright © 2005 Dr. Mohammad Attaran, |